X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1385

سلام

ببین از زندگیم برو از فکرم برو از لحضه هایه تنهاییم برو. ببین نمیخوام بهت فکر کنم نمیخوام به مریم فکر کنم و به خشبختی هایی که داره و ارزوهایه منه اون خشبختی ها. بذار راحت باشم تو رو خدا .

یکی به من بگه تو کجا بودی وسط این بدبختی بیچارگیی که من داشتم یه دفعه ظاهر شدی؟ یکی به من بگه وقتی من نمیتونم کاری بکنم که دوست دارم نمیتونم داشته باشم باشم اونی رو که دوست دارم اصلآ چرا خدا میگذاره کسی رو دوست داشته باشم؟

بازم مشتم رو محکم گرفتم طرف خدا، بازم دارم باهاش دعوا میکن ولی بیشتر از همه خودم این وسط دارم خل میشم.

دستام ارزویه لمست رو داره و چشمهام ارزویه دیدنت رو این وسط گوشهام فقط خوشبختن که هراز گاهی صدایه مخملیت رو میشنون گرچه حرفهات چندان گوش نواز نیست.

از مریم میترسی؟ وایه بر من. من ۳ سال تمام بهت احترام گذاشتم اگر نه که من هم بلد بودم موبایلت رو چک کنم، وقتی میگی باکسی جایی خستی مطمئن بشم که همون جایی و ... اره اقا منم میتونستم منتها احترام بهت گذاشتم حالا این دختره هنوز ۶ ماه نشده باید بهت بگه اس ام اس ممول رو نگه دار ببینم که تو هم به دست و پا بیفتی که من واست یه اس ام اس با اون مضمونی که بهش گفتی رو بفرستم؟ تو دیگه کی هستی بابا سنگ پایه قزوین رو از رو بردی ببم جام.

کثافت احمق اینقدر دلم بارت تنگ شده که حد نداره حیف که ادم نیستی حیف که نامردی حیف که از سگ هم پست تری، گرچه سگها پست نیستن به خدا جودی سگ پریسا به تو شرف داره حداقل وقتی یه تیکه غذا از دستت خورد دیگه گازت نمیگیره اما تو زندگی منو خوردی اخرشم یه لگد بهم زدی پرتم کردی از زندگیت بیرون. الان به حد نهایت از دستت عصبانیم ساعت ۱۰ دقیقه به ۶ صبح اما از بس عصبانیم خوابم هم نمیبره. دلم میخواد اینقدر بزنمت که بمیری بعد هم خودم رو از یه جایی پرت کنم پائین.

دیوانه شدم ،بودم ،بدتر شدم

ممول