X
تبلیغات
رایتل
شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1386

سلام

گیج و گمم حواسم پرته نمیفهمم کجام چرا؟

دیشب بعد کلی وقت رفتیم با سایه مهمونی خونه پریسا اینا سالگرد عروسیه خواهرش بود یه کم به قول عزیزترین الکل رسوندم به بدنم اگه بدونید چه بلایی سرم امد سایه برم داشته انداختتم تو ماشین منم قد یه اسمون اشک ریختم اینقدر گریه کردم که سایه بدبخت هم گریه کرد زد کنار دست در گردن هم اشک ریختیم بعد هم عصبی شدم به حد مرگ به عزیزترین فحش دادم الان هم صدام گرفته و گلوم به حد خفگی متورم شده.

فقط میخوام بدونم چرا؟

ممول