X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1386

سلام

بابا یه ست عطر از خواهری کادو گرفته به اسم پولو که از دبی تا ایران دوام نیورده و کلیش پخش شده تو چمدونی که لباسهایه من توش بوده و این عطر کسی نیست جز عزیزترین دارم دیوانه میشم همه جایه خونه بویه اون میده و من دارم جدی عقلم رو از دست میدم.

اقایه دوست پسر خوبه و رابطه کماکان به همون سردی قبل پیش میره به قول دختر دایی تو هم دوست پسر نمیگیری وقتی هم میگیری می.....نی. راست میگه اون روز دوستی تعریف میکرد که(اخه من با پسر خاله دوست پسر دوستی دوست شدم) خونه اونا بوده حال اقایه دوست پسر هم کلی خوب بوده و کلی شوخی کردن و خندیدن میگه همون موقع تو زنگ زدی(یعنی من) یه دفعه اقایه دوست پسر رفته تو هم وقتی تو(منظورش منم) ازش پرسیدی خوبی یا نه؟ جواب داده وای نه از درد دارم میمیرم بعد هم یه نگاهی به من کرده و یه لبخند تحویلم داده و کلی واست ناز کرده( یعنی واسه من) پشت تلفن بعد هم که قطع کرده دیده خیلی سه شد جلو من گفته فکر نکنی دروغ میگم ها کلی درد دارم به رویه خودم نمییارم. خلاصه مطلب اینکه ما شدیم ناز کش اقایون ایرانی کسی ناز نداره نازکش نداشته باشه من هستم ها نگران نباشید.

خستم.

ممول

ای واسم دعا میکنید یا یادتون رفته؟ تو رو خدا یادتون نره شدید احتیاج دارم.