X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1385

سلام

مریم ۳ ماه پیش واسه عزیزترین من خودکشی کرده از اون مدل خودکشیها که ۴ تا دونه قرص میخورن که خدایی نکرده بلایی سرشون بیاد و من دیشب دقیقآ همین دیشب داشتم تعریف میکردم از لیوانی که شکستم و باهاش رگ خودم رو انچنان زدم که خودم وحشت کردم از این همه بی رحمی خودم داشتم جاهاش رو روی دستم نشان میدادم من دارم دیوونه میشم تو رو خدا تو این روزای عزیز واسم دعا کنید.

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو میاندیشم

به تو اری به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور

به همان سایه همان وهم همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم میگری

به همان ذل زدن از فاصله دور به هم

یعنی ان شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم به تکلم به دلارایی تو

به خموشی به تماشا به شکیباییه تو

رعشه ای چند شب است افت جانم شده است

اول نام کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم تشنه دیدار من است

یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش

میشود یک شبه پی برد به دلدادگیش

ای خواب گرانسنگ سبک بار شده

بر سر روح من افتاده و اوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است

یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر سبز چنان سبز که از سرسبزیش

می شود پل از احساس خدا تا دل خویش

شبحی چند شبی افت جانم شده است

اول نام کسی ورد زبانم شده است

ای بی رنگ تر از ایینه یک لحظه بایست

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

پس چرا رنگ تو ایینه و اینقدر یکی است؟

حتم دارم که تویی ان شبح ایینه پوش

عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

اری ان سایه که شب افت جانم شده بود

ان الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل ایینه پیدا شده است

و تماشا که این خیل تماشا شده است

عشق من ان شبح شاد شبانگاه تویی

ان الفبایی دبستانی دلخواه تویی.

عزیزم تو همون شبحه شبانه منی تو همونی هستی که من هر شب تا صبح تو خوابم باهاتم مریم بمیر از حسودی من عزیزترینم رو تو یه جایی که هیچ راهی واسه تو نیست دارم. یه جایی که تو هیچوقت نمی تونی بیایی بهش عزیزترینم هر شب تا صبح با منه مریم ازت متنفرم خیلی زیاد خیلی زیاد.

و اما تو عشق من نمیتونم بدون تو یه لحظه باشم نمیتونم حتی اگه خودم هم راضی باشم که از زندگیم بری(روز مرگم باشه اون روز).دلم برات تنگ شده این همه نزدیک و اینقدر دور؟ خدایا یعنی ممکنه؟

تو رو خدا یادتون نره یه بدبختی به اسم ممول هست که به دعاهاتون خیلی محتاجه. واسم دعا کنید.

ممول

پ.ن:

اینو بخونید باور میکنید این رو عزیزترین نوشته تو قسمت کامنت وبلاگ قبلیه من؟

 salam bebakhshid ke latin minevisam man mehrzad royahaye in dokhtarakam albate ta ghable avale shahrivar ke oomad bazam hamdigaro bebinim mibinid ke esmi az man borde nashode zendegi hamine age ye hafte eshghet narahat bashe ya bahat sare har chizi ghahr bashe faramoosh mishe tabe tond atashesh zood mikhabe be doostane digam nasihat bad az 5 mah in avalin bare ke man nazaram ro midam bi ensafi ham nemikonam honare in dokhtar ke aziztarine zendegime ta alan ine ke kheili doosam dare ama tamame karhaiy ke midoone man azash badam miad anjam mide chera?