X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1385

سلام

بخونید برای من نوشته شده یا بهتر بگم برای من اپ شده.

ممول

پ.ن:

فقط همین رو بگم درگیر کارهای خونه گرفتن و این حرفها هستم و شدیدآ محتاج دعا. خواهش میکنم واسم دعا کنید بعدآ همه چیز رو کامل توضیح میدم گرچه شرح مصیبت دیگه گفتن نداره اما خوب.

 این و مریم نوشته واقعآ میتونید تصور کنید دلی اینقدر شیشه ای تو این دنیا هست که غباری روش نمیشینه؟

 رو در و دیوار این شهر ... همش از تو یادگاره ... توی این کوچه تاریک ... من و تنها نمی گذاره ... یاد حرفهای قشنگت ... که تو قلبم لونه می کرد ... یاد دلتنگی چشمات ... که من رو بهونه میکرد ... می زنه آتش به جونم ... پس کجایی مهربونم ... آخه من ترانه هام و ... واسه کی پس بخونم ... دل من هوات و کرده ... آخ کجایی نازنینم ... کاش که بودی و می دیدی ... بی تو من تنها ترینم ... توی این بازی که ساختی ... من همه هستیم و باختم ... زیر پات گذاشتی آخر ... عشقی که من از تو ساختم ... اگر تو دوستم نداشتی ... از دلم خبر نداشتی ... دلت از سنگ شده انگار ... که من و تنها گذاشتی ... می شینم منتظر اینجا ... تا تو برگردی دوباره ... تا بشینی پای حرفهام ... بریم تا ماه و ستاره ... می دونم می آیی یک روزی ... یک روزی که خیلی دیره ... یک روزی دل شکستم ... سر این کوچه می میره ...

 از طرف یک دوست ...

می دونم دلت گرفته ... من برات سنگ صبورم ... چی شده تنها نشستی ... مثل تو از همه دورم ... واسه من زندگی سرده ... نکنه تو هم غریبی ... کاش می شد اشکات و پاک کرد ... بمیرم تو هم بریدی ... چه تبسم قشنگی ... وقتی به غمها بخندی ... آخه ارزشی نداره ... دل به این دنیا ببندی ... نازنین دنیا همینه ... اون که خوب بود ، بدترینه ... نکنه تنهات گذاشته ... آخر عشق ها همینه ... آخر عشق ها همینه ...