پنج‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1385

امروز عروسیه دختر خاله اشه و دیروز بهم گفت یکی رفته پشت سرش واسه عموی خانومش حرف زده گفته این طرف خیلی نامرده پایه یه دختر دیگه وسطه. حالا قراره به پیشنهاد من عموه رو بکشه کنار و اگر حرفی از من شد و گفتن ما میدونیم دختره کیه به من زنگ بزنن و من بگم که ما یه زمانی باهم دوست بودیم. نظرتون چیه؟ همه چیز خیلی عالیه نه؟

نمی دونم چرا نمیتونم گوشی رو بردارم بهش زنگ بزنم بگم خیلی گوه خوردی که خانم داری. تو مال منی با هیچکس هم تقصیمت نمیکنم. چرا نمیفهمی واسم همه دنیایی؟ چرا میخوایی از هستی ساقطم کنی؟ چرا چرا اخه الهی خدا خیرت نده چرا اینقدر میچزونیم؟

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟

زده به کلم دارم دیونه میشم دلم میخواهد برم خفه اش کنم هم خودم رو راحت کنم هم اونو.

لجن بگیرن این زندگی رو لجن.

ممول در بدترین حالتی که واسش ممکنه پیش بیاد